ها کردن

  • Title: ها کردن
  • Author: پیمان هوشمندزاده
  • ISBN: 9643623335
  • Page: 405
  • Format: Paperback
  • .

    Dutar TURKMEN INTERNATIONAL HOME PAGE The Instruments These are divided into idiophones gopuz , aerophones khyzlavuk, shuishul, dilli tuyduk and chordophones dutar, gidzhak Idiophones Gopuz reed plucking musical instrument of the Turkmens, widely used by women and children. Afghanasamai Asamai afghan aid Afghanistan, Sprache Kultur Tradition Literatur Binlinguale Schulen in Afghanistan Deutsch als Fremdsprache ist Nauroz, das traditionelle Neujahr in dem Nowroz Kulturkreis PT E doman Brother PT E . . .

    • [PDF] Download ☆ ها کردن | by ☆ پیمان هوشمندزاده
      405 پیمان هوشمندزاده
    • thumbnail Title: [PDF] Download ☆ ها کردن | by ☆ پیمان هوشمندزاده
      Posted by:پیمان هوشمندزاده
      Published :2018-09-05T09:17:24+00:00

    1 thought on “ها کردن”

    1. ها كردن ،كار پیمان هوشمند زاده( عكاس مطبوعات) مجموعه داستان پیوسته ای ست كه شامل چهار داستان كوتاه و بلند است و توسط نشر چشمه در بهار سال 1387 به چاپ چهارم رسیده .مجموعه با لحنی طنز به روابط انسانی ، تنهایی و سرگشتگی و تك افتادگی انسان معاصری می پردازد كه برای فراراز زندگی پر ملال [...]

    2. کتاب قطعه‌های قشنگی داره که با خوندنشون میگفتم، به بالاخره فهمیدمش، داره شروع میشه ماجرای هیجان انگیزش ولی خیلی زود این حسم از بین میرفت. حتما خیلی از کتاب رو نفهمیدم. ولی همه‌ش تقصیر من نیست، مطمئنم که قسمتهای نسبتا زیادی کتاب شخصی میشه. یعنی نویسنده خودش میدونه چی میگه ولی [...]

    3. کتاب رو یک نفس خوندم خوب این یعنی جذاب بود دیگه.نه؟ولی نمی دونم چرا واسه ستاره دادن بهش خسیسمکتاب مجموعه ی چهار داستانه که گویا به هم مرتبط اند. واگویه های ذهن مالیخولیایی یک مرد ،طی یاداوری روزهای گذشته و حال و حتی خیالاتش از موارد باربط یا بی ربط که این روزها همسرش ترکش کردهب [...]

    4. از اون دسته كتاب‌هايي بود كه با يه بار خوندن نفهميدمش. نمي‌تونم براي اين كتاب بگم كه نفهميدن من نشان‌دهنده‌ي بد بودنش بود. بر عكس چون از سير عادي‌اي كه من تو ذهنم دنبال مي‌كردم دور بود، پس يعني خوب بوده!از خيلي صحنه‌هاش لذت بردم، خنديدم، يا حتي ناراحت شدم و يا حتي احساسات رم [...]

    5. بخاطر حس «ها کردن» خریدمش، نام کتاب برایم تازه بود، خوبه که نوشتن را دوست دارند

    6. با دست آرام می‌زنم روی شانه‌ام. مثلن تو پشت سرم ایستاده‌ای. مثلن دست، دست تو بود و تو زدی روی شانه‌ام. برمی‌گردم و با دست دیگرم، دستی را که دست تو بود می‌گیرم. می‌کشمت به طرف خودم. حالا من مثلن تو هستم که دارم تو را بغل می‌کنم. حالا مثلن من تو را بغل کرده‌‌ام.

    7. ایده کتاب خیلی جذاب بود. پرش های ذهن راوی قشنگ بود‌.یه سری صحنه های کتاب مخصوصا واسه همسن و سال های من که بازی کامپیوتری هیت من رو بازی کرده باشن٬ کلی خاطره زنده میکنه.اگه اشتباه نکنم هیت من ۲ ؛)ولی همین ایده جذاب مخصوصا تو فصل آخر تکراری میشه. نگفتم خسته کننده چون کتاب حجم زیادی [...]

    8. با دست آرام مي زنم روي شانه ام. مثلاً تو پشت سرم ايستادي. مثلاً دست، دست تو بود و تو زدي روي شانه ام. بر مي گردم و با دست ديگرم، دستي را كه دست تو بود مي گيرم. مي كشمت طرف خودم. حالا مثلاً تو را بغل كرده ام.

    9. ها کردن» چهار داستان است با مضمون هاي کم و بيش رايج زندگي شهري: خلا، بحران رابطه، بيگانگي و طبق معمول بسياري از داستان هاي نوشته شده در اين سال ها، اختلافات و دعواهاي زن و شوهري به علاوه مضمون هاي طنزآميزي که نويسنده براي اين اختلاف ها و دعواها کوک کرده و از آنها تک مضراب هايي ط [...]

    10. دوست دارم نوع نوشتنشو! قاتی پاتیجزئی نگر تاحدیبا شیطنتای جالب!

    11. بی معنی ترین کتابی بود که در طول زندگی ام خوندم. جوری که برام شده سمبل کتاب بی سر و ته و بی معنا. به عنوان مثال در این زمینه ازش استفاده می کنم

    12. اگر یک دفعه همه چیز درست مثل همین بازی به هم می ریخت و تو همین طور که توی مرحله ی اول بودی، میرفتی مرحله ی هفتم و یک دفعه وصل می شدی به پنجم و همین طور بی خود و بی جهت همه ی مرحله ها قاطی می شد، باید چه کار می کردیم؟ اگر زمان خودش با دست خودش می شکست و بعد یادش می رفت که تکه هایش چطور [...]

    13. اين كتاب شامل چهار داستان كوتاه است كه داستان اولش را با عنوان " يكبار هم شده (سوسن) گوش بده" را چند سال پيش نمي‌دانم در كجا خواندم و به نظرم بهترين داستان اين مجموعه داستان است. فعلاً وضعيت داستان نويسي و كتاب‌هايي كه در زمينه ادبيات داستاني در ايران منتشر مي‌شود اين‌گونه است [...]

    14. وقتی می گوییم چیزی منهای چیزی، یعنی چی؟ به فرض یک چیزهایی این جاست، یک چیزهایی هم آن جا. ما که نمی توانیم چیزهایی را که آن جا هستند از چیزهایی که این جا هستند کم کنیم! مگر آن که اول همه را یک جایی جمع کنیم، که خودش می شود یک چیزهای دیگری. بعد آن هایی را که می خواهیم کم شود، کم کنیم. [...]

    15. ستاره می دهم به خلاقیتش و جاهایی که مجبورم کرد لبخند بزنم از شدت غافلگیری در طرز نگاه کردن. تصویری که از برگرداندن فیلم یا تند شدنش می سازد به نظرم بی نقص است, همچنین نگاه کردن از سوراخ لحاف. ولی چیزی از محتوای اثر دستگیرم نشد. دردش به غیر از انسان دنیای مدرن بودن چه بود? اگر طنز ک [...]

    16. این کتاب همون طور که روی جلدش هم توضیح داده شده یک مجموعه داستان کوتاه به هم پیوسته ست که توش جریان سیال ذهن یک مرد که با همسرش مسائلی داشته یا داره رو دنبال می کنیم (داشته یا داره چون توالی اتفاقات زیاد مشخص نیست). داستان مثل تخیلات ما قبل خواب دنبال می شه.اول فکر های جدی تر و پرش [...]

    17. این‌که سرِ داستان دوم، برگشتم به صفحه‌ی اول یعنی بیش از یک بار خواندن دوست‌اش داشتم. ولی این‌که سه ستاره دادم معنی‌اش این نیست که فکر می‌کنم واقعن حق‌اش سه ستاره بود. دوست داشتم چهار ستاره بدهم به خاطر روایت‌اش و ایده‌های روایت‌اش -که راست‌اش روایت در هر داستان و رمانی ا [...]

    18. روی جلد کتاب نوشته "مجموعه داستان پیوسته" یا یه همچین چیزی، یعنی باید از اول بخونی، ولی من از داستان "سوراخ لحاف" شروع کردم. عالی بود؛ شرح موقعیت یک نفر که نمی خواد از زیر لحاف بیاد بیرون اما هی سراخ تو لحاف درست می کنه تا بیرونو دید بزنه. به نظرم حتی یه کلمه اضافه نداشت. از این همه [...]

    19. یه کم انتظارم از کتابی که در عرض سه سال به چاپ دهم میرسه بیشتر بود. خیلی نفهمیدم چی به چیه. ترجیح میدم کتاب یه کم واقع گرا تر باشه تا اینکه بخام از تو ذهن شخصیت اصلی بخونم چی به چیه. خوبیش اینه که با اینکه داستان کوتاهه ولی داستان هاش پیوسته به همه.شاید یه وقتی دیگه دوباره بخونمش ب [...]

    20. این که دایم عاشق منشی‌ها می‌شوم مشکل کمی‌ست؟ می‌دانید چه‌قدر منشی توی عالم هست؟ این که دائم عاشق منشی‌ها می‌شوم، به خاطر این است که، به خاطر این است که باید دلیل قانع کننده‌ای پیدا کنم. منشی‌ها، منشی‌ها، منشی‌ها، این که دائم عاشق منشی‌ها می‌شوم به خاطر این است که منشی [...]

    21. نه قصه ی دندان گیری و نه شخصیت جذابیتنها تنهایی با غلظت کمی از عقده هایش

    22. کاملا بی معنا و بی سروته.شاید تنها جمله ای که یه مقدار جالب بود جمله ای بود که صفحه اول کناب نوشته شده بود که نازه از خود نویسنده نبود!خوندنش وقت تلف کردنه

    23. سال 87 خوندمش و یادمه حس خوبی توی این داستانهای ساده جریان داشت + یه طنز و سرخوشی رقیق در روایتگری + انسان تنها در زندگی شهری

    24. کتاب را دوبار و هر دوبار پراکنده خواندم. سه داستان اول را باهم، ها کردن را جدا. به‌نظرم بخش ماجرای سه داستان اول پررنگ‌تر از هاکردن است و داستان هاکردن بیشتر قایم به شخصیت است، امیدوارم این قضاوتم ناشی از این ناپیوستگی خواندن‌ام نباشد. اول به دلیل واگویه‌های درونی با رویکرد [...]

    25. جالب بود درباره مردی که با زنش فاصله بیشتر و بیشتری پیدا می کند.مردی با دید خودش به اطراف . با یک پرستو کف دستش که نازکشیدنشان با آدمها فرق دارد و از وقتی توی دبستان زمین خورده کف دستش پیداش شدهعاشق اعداد و ارقام و جزییات،در بعضی قسمت ها در خلق موقعیت ها توصیف های جالب و گهگاه هم [...]

    26. کتاب خوبی است، البته کاملاً سلیقه ای هست. برای من لذت چند بار خواندن هم دارهلذت بردن از این کتاب نیاز به درک شرایط و ذهن راوی داره. در واقع نیاز داره که شما بتونید یک فرد مالیخولیایی رو تصور کنید، و همچنین بتونید خیالبافی ها و تصورات یک آدم بزرگ که ممکنه شبیه بچه ها رویاپردازی ک [...]

    27. کتاب از 4 داستان کوتاه تشکیل شده است . روی کتاب نوشته مجموعه داستان پیوسته که راستش هنوز که هنوز است من نفهمیدم چرا اینطور نوشته و این چهار داستان کجایشان به هم پیوسته بود! تعریف من از داستان پیوسته این بود که یعنی یک موضوع دارد کتاب که طی 4 داستان مجزا پیش می رود و به مقصد می رسد [...]

    28. چه وضعی می شد. برعکس زندگی می کردیم و همین طور عقب عقب سر می کردیم تا جایی که از دنیا برویم. ولی این دفعه برعکس بود. مُردن مان این جوری می شد که وقتی مادرهایمان می فهمیدند که وقتش رسیده، خودشان با پای خودشان عقب عقب می رفتند بیمارستان و روی تخت دراز می کشیدند تا بچه ها بیایند و برو [...]

    29. بعضی جاهاآدم بایدقاطع برخوردکندقانونش همین است وگرنه تاوقتی صدایت درنیامده بایدکولی بدهی

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *