لذتی که حرفش بود

  • Title: لذتی که حرفش بود
  • Author: پیمان هوشمندزاده
  • ISBN: 9786002295729
  • Page: 231
  • Format: Paperback
  • .

    • [PDF] Download ↠ لذتی که حرفش بود | by ó پیمان هوشمندزاده
      231 پیمان هوشمندزاده
    • thumbnail Title: [PDF] Download ↠ لذتی که حرفش بود | by ó پیمان هوشمندزاده
      Posted by:پیمان هوشمندزاده
      Published :2018-09-25T21:00:44+00:00

    1 thought on “لذتی که حرفش بود”

    1. این کتاب مجموعه داستان نه، مجموعه افکار و ایده‌های نویسنده‌ با موضوعیت شغلش یعنی عکاسیه که برای بیانشون گاهی مثال هم زده یا داستانی تعریف کرده.یک سوم اول کتاب برام لذتبخش بود و سبک نویسنده با اینکه انسجام نداشت برام تازه و جذاب بود.از نیمه‌ی دوم کتاب طنز قلم نویسنده رو به کا [...]

    2. پراکنده گویی های نویسنده با مثال و نمونه هایی از تجربیاتش در عکاسی.مثل نوشته های وبلاگی میمونه، قشنگه ولی معلوم نیست قرار به کجا برسه.بعضی پاراگراف ها قشنگ و جالب بود ولی در کل خسته کننده و طولانیه به نظرم

    3. نویسنده کتاب یک عکاس است و خواندن تجربه هایش و دیدی که به مسائل داشت جالب بود. از آن کتاب هایی که می شود بگذاری گوشه کیفت و با خیال راحت موقع سوار شدن به تاکسی و اتوبوس و راه رفتن در خیابان بخوانی و با نویسنده در برخی بخش ها هم عقیده باشی. در بعضی قسمت ها بیان کتاب آن قدر صادقانه ا [...]

    4. یادداشت‌های پیمان هوشمندزاده در این کتاب، همانقدر که می‌تواند برای یک عکاس و ذهنش جذاب و خواندنی باشد برای مخاطب غیرعکاس هم جالب توجه است. ظرافت نگاه پیمان هوشمندزاده همانطور که در عکس‌ها و حرف‌هایش پیداست در فرم نوشتارش نیز مشخص است و از این نظر کتاب از جنبه "نوشتن" هم خوان [...]

    5. در مجموع کتاب را نپسندیدم. به نظرم مهم ترین اشکالش عدم انسجام بود. این که کتاب شش تک نگاری درباره زیستن و دیدن است قبول، اما هر تک نگاری نیاز به انسجامی دارد که در این کتاب جایش خالی بود. این ناپیوستگی ارتباط با فضای ذهنی نویسنده را دشوار می کند. خیلی جاها احساس می کنی نویسنده به [...]

    6. ساده و روان و دوست‌داشتنی. قسمت‌هایی بود که حس کردم نوشته از ریتم می‌افتد ولی موضوع، جذابیت‌ش رو حفظ می‌کرد. برای منی که همیشه عکاسی را دوست داشته‌ام ورود به دنیای ذهن یک عکاس جالب بود. طرح روی جلد یکی از بهترین طرح‌هایی‌ست که دیده‌ام.

    7. مجموعه 6 دست نوشته، مقاله نمی توان گفت زیرا انسجام مقاله را ندارند و داستان هم نیست. حرف هایی است در مورد موضوعاتی جذاب مثل سکوت، مثل لذت و باقی چیزها از این دست که جای سخن درموردشان بسیار است. اوایل کتاب شاید برایم نوع متن عجیب بود و اینکه چرا باید نظرات شخصی یک نفر اینطور محبوب [...]

    8. پیمان هوشمندزاده آدم باهوشی است و همین توقع آدم را بالا می‌برد از کارش. کتاب در مجموع ایده‌های خوبی داشت که انگار کمی از سر بی‌حوصلگی پرداخت خوبی نشده بود و بیشتر از نوشته حس این را می‌داد که حرف‌هایش را کسی پیاده کرده باشد. بهترین مقاله‌اش همان آخری است: در مورد عکاسی از خو [...]

    9. اگه عاشق عکاسی باشین این کتاب کلی حس خوب و همدردی در زمینه ی عکاسی داره، که وقتی دچار روزمرگی عکاسی شدین بهتون انگیزه دوباره شروع کردن رو میده

    10. خسته کننده بود+خیلی پراکنده گویی داشتاحساس می کردم دارم دفتریادداشت شخصی نویسنده رو می خونم.

    11. خب لذتی که حرفش بود جملات جالب بسیاری داشت منتها من فکر نمیکنم این جملات در حالت کلی ظبق گفته ی پشت کتاب به زندگی اتلاق بشه و بیشتر به زندگی یک عکاس برمیگردهبعد از اون من احساس میکنم نویسنده سعی در تقلید سبک سیلنجر ناطوردشت داشته چون مدام بین افکارش میچرخه و گاها نوشته ها به نظ [...]

    12. سال‌ها پیش برای خود مجموعه مقالاتی راجع به موضوعاتی مشخص می‌نوشتم بسیار مشابه آنچه در این کتاب خواندم گویی دست نوشته‌هایِ تازه پیدا کرده‌ی خویش را می‌خواندم و نمی‌توانستم لذت ببرم چرا که خود را نویسنده نمی‌دانم و مدام به خود یادآوری می‌کردم که من کتابی چاپ نکرده‌ام و آن [...]

    13. یکی از مهم ترین چیزها در مورد خواندن یا نخواندن هر کتابی انتظاری است که داریم.دنیایی که پیش از خواندن کتاب تصور می کنیم به پا خواهیم گذاشت.پیش از خواندن این کتاب من منتظر چند داستان کوتاه بودم.با اینکه روی جلد،پشت جلد در شناسنامه و خلاصه هر جا که ممکن بود توضیح داده شده بود که ا [...]

    14. مملو از پراکنده‌گویی و شاخه به شاخه پریدن بود، اما حرف‌های خوبی می‌زد بعضا. اوایل و اواخر کتاب بختر از اواسطش بود. در کل اینکه نویسنده تاملات و دغدغه‌های فکریشو خواسته با مخاطبین درمیون بذاره فکر خوبی بوده اما علیرغم ادعاهای خودش خیلی در نویسندگی مهارت نداشته. این هم اضافه [...]

    15. کتاب خیلی خاصی بود سبک منحصر به فردی داشت.داستان عکس ها بود داستان هایی که ناخودآگاه طی می کردیمشون ولی هیچوقت به هوش نبودیم که بفهمیم.کشف های خاص زندگی.انگار نویسنده هرچی از زندگی فهمیده بود رو در غالب مثال های عکاسی بیان کرده بود و چه بسا تهی شده بود از تجربه و تاپیک.خواندن کت [...]

    16. وقتی یک نویسنده را با شاهکارش میشناسی نا خودآگاه توقع ت از نوشته هایش بالا می رود و من پیمان هوشمند زاده را با شاهکارهایش "هاکردن" و "شاخ" شناختم. وقتی شروع به خواندن این کتاب کردم حسابی توی ذوقم خورد. انگار که نشسته باشم در یک میهمانی کسل کننده و به نفر کنار دستی م که آقای هوشمند [...]

    17. كتاب جالبي بود دنيا از ديد ِ يك عكاساشكال كتاب ، نبودن ِ انسجام توي متن بودچند تا جمله ي خيلي خوب هم داشت

    18. از سري كتاب هاي هست كه نميشه اصلا رو زمين گذاشتش.عاشق اين كتابم

    19. کتاب بیشتر شبیه به همان "کنتاکت" بود( که نویسنده در کتاب اشاره کرده بود) . نویسنده دیده ها، تجربیات و رو از دید خودش به عنوان یک عکاس بیان کرده. هر کسی در هر حرفه ای که هست زندگی را با حرفه اش تعریف میکنه و این اتفاق در این کتاب هم افتاده بود کتاب خط داستانی نداره و روایت های کوتاه [...]

    20. زیبا بود.مطرح کردن یک چیزهایی درباره ی عکس و عکاسی و بعد تعمیم دادنشون خوب بود. خوب تعمیم‌ی داده بود. اولین‌شون رو از همه بیشتر دوست داشتم. «طبیعی». جوری که به صحبت های آدم ها دقت می‌کرد بی نظیر (به معنای وافعی کلمه) بود. یادم نمی‌آد کسی انقدر خوب فضا رو بعد از گفته شدن یه جمله ت [...]

    21. به نظرم نویسنده جماعت باید وبلاگ هم داشته باشه. نه که تو وبلاگش بشینه داستان بنویسه. نه. بشینه "لذتی که حرفش بود" را بنویسه. شاید به خاطر اقتصاد ادبیات ایرانه که نویسنده ی خوب همه چیزشو برمیداره کتاب می کنه. به نظرم کار درستی نیست. خیلی از حتا نوشته های خوب لزوما نباید کتاب بشن

    22. نوشته هایی درباره بدیهیات زندگی مثل لذت، فراموشی، خیال و از نگاه یک عکاس. اتفاقاتی که روزانه بار ها و بار ها از کنارشون رد می‌شیم و اصلاً مهم هم نیستند اما دوباره نگاه کردن بهشون ممکنه جالب باشه. از بین شش تک‌نگاری که در کتاب بود فراموشی و تن‌ترسه بیشتر به دلم نشست. این کتاب ب [...]

    23. چرا فکر میکنیم هر فکری باید کتاب شود? این قدر پر و پخش نویسی بیشتر می‌تواند مناسب یک وبلاگ باشد تا کتاب. دو ستاره هم فقط به خاطر دو عنوان آخر: لذت و تن ترسه.

    24. مگر غير از اين است كه هر كدام از ما در موقعيت هاي متفاوت، آدم هاي متفاوتي مي شويم؟ما واقعن آدم ديگري ميشويم.ما واقعن مي رويم در نقش ديگري.و چه كسي مي خواهد بگويد كه اين حالتمان طبيعي ست يا حالت قبلي؟چه كسي مي خواهد اين وضعيت را تشخيص دهد؟ما گاهي خوشحاليم،گاهي ناراحت.و نمود بيرو [...]

    25. اما سکوت جنسهای مختلفی دارد. سکوت بی صدایی نیست، سکوت صدایی است که شنیده نمی‌شود، نوایی است که به گوش نمی‌رسد.سکوت پراز صداست، صدایی که یا ما با آن همدل می‌شویم و یا نمی‌شویم. سکوت عکس از همین جنس است، از جنس موسیقی. با این تفاوت که برای شنیدن موسیقی چه بخواهیم و چه نخواهیم با [...]

    26. "لذتی که حرفش بود".مجموعه ای است از ناب ترین تجربه های به ظاهر پیش پا افتاده و هرروزه ما.مجموعه ای از بدیهیات،آنقدر که کمتر کسی به شان فکر می کندپیمان هوشمند زاده و منطق روایی ساده و روانش، کولاژوار قطعاتی از مشاهدات هر انسانی را از پیرامونش و خاطراتش کنار هم چیده،جوری که برای خ [...]

    27. حقيقتش تا الان كتابى كه انقدر جزيى به مسائل معمول زندگى پرداخته باشه نخونده بودم.تو كتاب راجع به عكاسى خيلى صحبت شده بود.با توجه به اين كه تو اين زمينه سررشته اى ندارم جالب و تامل برانگيز بود برام.و باعث شد به مسائلى فكر كنم كه تا الان دغدغه ى فكريم نبودن!مطمئنا دوباره كتاب رو م [...]

    28. هدف آشنایی-زدایی ست اما خود نویسنده گرفتار کلیشه‌ست. نمیتونه خوب فرم و مفاهیم رایج رو به چالش بکشه. صرفن رفته بالا منبر و میخواد بگه اون موقع نگاه به عکاسی اینجوری بود، به دانشجو ها اینو یاد میدادن، آیا واقعن اینجوریه؟ تلاش نپخته‌ای بود.اما جاهایی که از منبر میومد پایین و در ق [...]

    29. وقتی اینجور کتابا رو میخونم، ینی کتابایی که نویسنده داره مستقیم با مخاطب حرف میزنه و تعریف میکنه، واسم خیلی مهمه با خود شخصیت نویسنده حال کنم. ولی با این یکی حال نکردم. یه کم به نظرم از خود راضی و خود عقل کل پندار اومد. و انتظار داشتم کتابش خیلی عمیق تر باشه. همه چیز معمولی بود.

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *